تبلیغات |
باشگاه پرواز قدیمی ترین وب فعال باشگاه پرواز
| ||
|
با سلام خدمت همه دوستداران باشگاه پرواز به وبلاگ باشگاه پرواز خوش آمدید من بی صبرانه منتظر نظرات شما هستم. من با این وبلاگ سعی دارم تا جمع دوستان باشگاهمون رو بیشتر کنم و دوستان میتونن به وسیله ی این وبلاگ متن ها یا عکس های خودتون را به اشتراک بذارن تا بقیه ی دوستان هم بتونن از اون استفاده کنن. اما باید توجه داشته باشید که: 1-عکس های خود را به صندوق پستی AliSHparvaz@Yahoo.com ارسال کنین. 2-متن خود را در قسمت نظرات وارد کنین. 3- متن ها و عکس های غیر اخلاقی درج نمیشن. 4-اینجادنبالدوست دختریادوست پسرپیداکردن نباشن یاازدواج... 5-دروغ اصلاگفته نشه 6-به اعضای باشگاه بی احترامی نشه و ... [ سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 ] [
12:48 ق.ظ ] [ علی ]
[ سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 ] [
12:48 ق.ظ ] [ علی ]
مامانم به مدت یک هفته رفته بود خونه خالم ما هم داشتیم از گشنگی میمردیم و کل خونه هم ریخت و پاش بود. براش اس ام اس دادم: رفیق من سنگ صبور غم هام به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیایه رو به زوالی دارم مامانم هم تو جوابش نوشته بود: تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت کور توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش یه چند تا شکلک خنده شیطانی و زبون در آوردنم برام فرستاده بود!! خب مادر من الان چه وقته حاضر جوابیه؟ پاشو بیا به خونه زندگیت برس دیگه!! :| ๑۩۞۩๑ پ.ن:اینو چون طرفدار چاوشی هستم نذاشتم چون قشنگ بود گذاشتم ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ پ.ن:یه عکس تکراری ولی قشنگ تو ادامه مطلب هست ๑۩۞۩๑ ادامه مطلب
امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند ادامه مطلب
یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدا هیچکس نبود. آن
قدیم ها که هنوز مدرسه اختراع نشده بود، مردم بچه هایشان را می فرستادند
که بروند در مکتب درس بخوانند. در همان قدیم ها یک میرزای مکتب داری بود که
توی ولایت غربت مکتب داشت و بچه ها را درس می داد.
یک روز یک پدر و مادری آمدند اسم دخترشان را توی مکتب نوشتند.همان روز یک پدر و مادر دیگری هم آمدند و اسم پسرشان را در مکتب نوشتند. وقتی مکتب خانه باز شد و بچه ها آمدند و نشستند،از قضای روزگار چشم پسر و دختر به هم افتاد و یک دل نه صد دل عاشق هم شدند( بنده نگارنده در همین جا پیشدستی کرده و هر گونه شباهت میان این دختر و پسر با هر دختر و پسر دیگر را تصادفی و اتفاقی اعلام می نماید.رونوشت به مسئول محترم فیلترینگ جهت درج در پرونده احتمالی!) ادامه مطلب آیا تازه ازدواج کردهاید؟ آیا برای تعامل با خانواده شوهرتان دچار مشکلات اساسی هستید؟ آیا جواب طعنههای خواهر شوهر و کنایههای مادرشورهر را نمیتوانید بدهید؟ این که غصه نداره! آموزش تصویری نحوه پذیرایی از خانواده شوهر را برای یک بار هم که شده ملاحظه و اجرا کنید تا اثر معجزهآسای آن را با چشم خودتان ببینید. گفتنی است این شیوه سالیان سال است که در ممالک متمدنه و غیرمتمدنه توسط انواع مختلف آدمیزادها و با وسایل گوناگون مورد آزمایش قزاز گرفته و کاربردی بودن و اثرگذاری فوقالعاده آن مشخص شده و همه کارشناسان متفقالقول هستند که این آموزش تصویری یک راه خیلی مطمئن برای رسیدن به آرامش خیال جهت عروسهای جوان است. گفتنی است عواقب احتمالی استفاده از روش فوق برعهده خودتان بوده و ما هیچگونه مسوولیتی در این زمینه برعهده نمیگیرد. ادامه مطلب به رفیق جاپونیم میگم سرعت اینترنتتون در چه حده؟ میگه وقتی منتظریم my computer بالا بیاد چند تا چیز دانلود میکنیم حوصلمون سر نره … به من میگه سرعت اینترنت شما چجوریه؟ میگم تا گوگل بالا بیاد چند تا فیلم میبینیم حوصلمون سر نره …! . . . پسته دسته دوم کیلویی ۲۰تومان مال یه پیرزن پولداره که دندون نداشته فقط نمکاشو مک زده… . . . دوستان عزیز بهم مشاوره میدید لطفا ؟ به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی ؟؟؟؟!!!! ادامه مطلب پیرمرد عاشق به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من
پیرزن قبول کرد. فردا پیرمرد به کافه رفت. دو ساعت از قرار گذشت، ولی پیرزن نیومد. وقتی برگشت خونه، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه. ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام!!! چون کوتاه بود یکی دیگه هم ادامه ی مطلب گذاشتم... ادامه مطلب یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش
بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو
به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ،
همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود
پدرتون بود … . . یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم ، بچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا ، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم : هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!! . . یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق ! ادامه مطلب این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes ...نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار
سلاااااام به همه دوباره وب رو راه اندازی کردم... ![]() تاریخ 25 بهمن 1391 سلام بچه ها.
ممنونم که تا حالا با من بودید و منو تنها نذاشتید. این پست رو برای خداحافظی گذاشتم. ولی دیگه وقتش رسیده این وبلاگ رو تعطیل کنم و به کار های مهمتری برسم. اول میخواستم این وب رو حذف کنم ولی دلم نیومد این وب پر از خاطره رو حذف کنم پس فقط تعطیلش میکنم و چون نمی خوام محیطش خراب شه نظرات رو آزاد نمیذارم. جدیدا یه وب دیگه هم به اسم هم پروازی درست کرده بودم و می خواستم مطالبی که شما می فرستید رو بذارم ولی اون هم تعطیل شد. و به احتمال زیاد هیچ وقت نظرات جدیدتون رو نخونم. هیچ وقت شما رو یادم نمیره و امیدوارم هرجا هستید موفق باشید. خدانگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار تاریخ انقضاء: 6 تیر 1391 سلام دوستان بعد از مدتها تصمیم گرفتم دوباره یه تالارگفتمان بذارم که در مورد یه موضوع خاص نظر بدید. و اما سوال این هفته اگه قرار بود یه روز جای یه اشیا یا یه جزئی ازطبیعت بودین یا حتی جای یه نفرکه شاید بعضی مواقع آرزو می کنین جای اون باشین دوست داشتین چی باشین وچرا و تو اون یک روز که جاش بودین چیکارا می کردین؟ |
IranSkin go Up
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||